تبليغاتX
میعادگاه منتظران دوست
   
  میعادگاه منتظران دوست
تورا من چشم در راهم...
آخرین مطالب
هلاک لطف تو هستیم ایها السلطان....
دلم تنگ است...
پدری همچو تو یافت نمی شود...
یادمان باشد...
یا جوادالائمه(ع) ادرکنی.....
امام دلها
فدای حضرت هادی(ع)
هدیه ی روز مادر...فقط ذکر یا حیدر(ع)
بانی وجود خلقت...بانوی زنان جنت....
محمد نبودی ببینی...
مادر اباالفضل(ع):فدای یک سر موی حسین(ع) عباسم...
بسم رب الشهدا
رفتنت موج غریبی است که دل می شکند...
....آجرک الله یا بقیه الله....
.......آجرک الله یا بقیه الله.......
استاد به خون تپیدنت در راه عشق مبارکت باشد...
رفتنت شکافی است در آسمان و زمین...
رهبری تا زنده است هیچگاه نخواهد گذاشت، در حركت عظیم ملت ایران بسوی آرمانها، ذره‌ای انحراف ایجاد شود.
هل من ناصرت را شنیدم اما...
بسم رب الّزهرا
حضرت زهرا(س)دلش از یاس بود...
ما منتظر منتقم فاطمه(س)هستیم...
بای ذنب قتلت...؟
هل من ناصر ینصرنی...؟
علی جان تو اسطوره ی عشقی...
 
آرشیو مطالب
90/07/01 - 90/07/30
90/05/01 - 90/05/31
90/03/01 - 90/03/31
90/02/01 - 90/02/31
90/01/01 - 90/01/31
 
پیوندها
دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله خامنه ای(مد ظله العالی)
کمیت بانک اشعار اهل بیت(ع)
ره انتظار دوست
مرکز اطلاع رسانی شهید آوینی
فطرس
دانشگاه امام صادق(غ)
یک قدم تا خدا
بدون شرح
وبلاگ جانبازان شیمیایی ایران
خدا تنهاست
گروه تواشیح و همخونی بین المللی طوبی
خادم الشهدا
عشق يعني رهبرم سيد علي
روزهاي زندگي من با يك طلبه
ندای فطرت
هیات منتظران حضرت مهدی(عج)بوشهر
نردبام آسمان
دانشجویان حقوق دانشگاه امام صادق(ع)
ياوران قيام
عطش انتظار
گروه سایبری ترویج عفاف و حجاب
طرح ولایت
کهف الشهدا
سربازولایت
ّبه سوی بصیرت
محرم دل
سرسبز
دانشجوی طلبه
تا اطلاع ثانوی صرفا جهت اطلاع
گرا
منتظر
زمینه سازان ظهور جهانی حضرت مهدی عجل الله فرجه
حمایت از ولایت
 
هلاک لطف تو هستیم ایها السلطان....

اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی الامام التقی النقی و حجتک علی من فوق الرض و من تحت الثری الصدیق الشهید صلاةَ کثیرةَ تامهةً  زاکیةً  متواترةَ مترادفهً کافضل ما صلیت علی احد من اولیائک.

کسی قدم به حرم بی مدد نخواهد زد
بدون واسطه دم از احد نخواهد زد
گدای کوی رضا شو که آن امام رئوف 
به سینه ی احدی دست رد نخواهد زد

ولادت جان جان.امام انس و جان.یگانه خورشید جهان.علی بن موسی الرضا(ع) بر عاشقانش مبارک.
التماس دعا.

صبور انتظاری | - شنبه شانزدهم مهر 1390
+
 
دلم تنگ است...

امروز نشستم دو سه خط نامه نوشتم
از غصه و از هجر رخت نامه نوشتم
آقای پس پرده پس از عرض سلامی
می خواستم از عشق بگویم دو کلامی
تو باعث بینایی چشم تر مایی
من نامه نوشتم به تو که یاور مایی
در نامه نوشتم به خداوند تو سوگند
باید که شفیعم بشوی پیش خداوند
ای کاش نگاهم به تماشای تو باشد
در نامه ی امسال من امضای تو باشد
راهی که قرار است در امسال بگیرم
ای کاش به سمت رخ زیبای تو باشد...

چقدر  امشب دلم تنگ است...چقدر تشنه ام که تشنه ات باشم...چقدر دلم برایت می تپد...
ای محور همه ی دعاهای ما...غریب کوچه گرد شهر...نمی دانم امشب کجا احیا می گیری..؟مسجدالحرام یا مدینه النبی؟شاید مسجد کوفه یا زیر قبه الحسین...؟به غریب خراسان هم سری می زنی؟هر کجا هستی بدان دلمان امشب با توست....
دوست دارم رویت را ببینم...اما امشب را هراسناکم...می ترسم آنگاه که نگاهت به نامه ی عملم افتد سخت شرمگین شوی...وای برمن...طاقت اندیشیدن به آن را هم ندارم...
فدای نگاهت...فدای لب های تشنه ات دم افطار...فدای اللهم عجلت...فدای شال مشکی عزایت...بابای غریبم کمتر اشک بریز..درد و بلایت به جانم مریض می شوی ها...
دلم می خواهد فقط تو را بخواهم....چقدر دلم می خواهم در نامه ی امسالمان در قدر تقدیراتمان فرج مولایمان نوشته شود...در تقدبر امسال مولایمان هم فرج...الهی...

 

صبور انتظاری | - یکشنبه سی ام مرداد 1390
+
 
پدری همچو تو یافت نمی شود...
قال رسول الله:انا و علی ابوا هذه الامة...من و علی پدران این امتیم....
و مهدی(عج) نیز پدر ماست...حتی مهربان تر از پدر...پدر مهربان این امت که در نیمه های شب برای ما برای آمرزش گناهان ما اشک می ریزد و ما هستیم این فرزندان ناسپاس که دل پدر خویش می شکنیم...
ما چه فرزندانی هستیم که پدرمان  هزارو صد و هفتاد و دو سال است که از دست همین فرزندان و از بی همتی آنها در پس پرده ی غیبت به سر می برد..و خود فرموده است که ما از همه ی خبرهای شما آگاهیم و چیزی از خبرهای شما از ما پنهان نیست(بحارالانوار/ج۳/ص۱۷۵).و مگر این نیست که هر دوشنبه و جمعه نامه ی عمل ما به خدمت پدرمان می رسد و وای بر ما اگر از کسانی هستیم که عرق شرم بر چهره ی بابایمان می نشانیم..
و هدیه را دعایی برای ظهور و یا نماز اول وقت و هرچه به ذکر مولامان آمیخته قرار دهیم...

دست مرا گرفتید تا یادتان بمانم................از روی خاک بردید تا اوج آسمانم
گفتند امام هر عصربابای مهربان است........روز پدر مبارک بابای مهربانم

مولا جان...پدرم...سرور عالم و آدم..ای بهترین آفریدگان...طاووس بهشت...نور دیده ی من...ای مظلوم ترین پدر دنیا...عزیزترینم..روزت مبارک...

اللهم عجل لولیک الفرج.عید بر شما مبارک.یا علی(ع).التماس دعا.

صبور انتظاری | - چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390
+
 
یادمان باشد...

یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم
گرکه در خویش شکستیم صدایی نکنیم

پرپروانه شکستن هنر انسان نیست
گر شکستیم ز غفلت من و مایی نکنیم


یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم
وقت پرپرشدنش سوز و نوایی نکنیم


یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند
طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم

یادمان باشد اگر حال خوشی دست بداد
جز برای فرج یار دعایی نکنیم....

در این روزهای نورانی ماه رجب حاجت ما
حاجت دل امام زمانمان باشد.
یامهدی(عج)

صبور انتظاری | - جمعه بیستم خرداد 1390
+
 
یا جوادالائمه(ع) ادرکنی.....

ابن قیاما نامه ای کنایه آمیز به امام رضا(ع) نوشته بود. گفته بود: تو چه امامی هستی که فرزند نداری؟
حضرت با ناراحتی جواب داده بود: « تو از کجا می دانی که من فرزندی نخواهم داشت. به خدا شب و روز نمی گذرد جز این که خداوند به من پسری عنایت خواهد کرد که به سبب او میان حق و باطل را جدایی می دهد»1

وقتی امام جواد(ع) به دنیا آمد، امام رضا(ع) فرمود: «حق تعالی فرزندی به من عطا کرد که هم چون موسی بن عمران دریاها را می شکافد و مثل عیسی بن مریم خداوند مادرش را مقدس گردانیده و او طاهر و مطهر آفریده شده» آن وقت مرثیه فرزندش را خواند و گفت: «این کودک به جور و ستم کشته خواهد شد و اهل آسمان ها برایش گریه خواهند کرد، خدای متعال بر دشمن و قاتل او غضب خواهد کرد؛ آنها بعد از قتل او بهره ای از زندگی نخواهند برد و به زودی به عذاب الهی واصل خواهند شد.»
آن شب که امام جواد(ع) به دنیا آمد، امام رضا(ع) تا صبح در گهواره با او سخن می گفت...
مشهور است که رنگ صورت آن حضرت گندم گون بود. قد بلندی داشت و نقش روی انگشترش «نعم القادرالله» بود.2

محمدبن حسن بن عمار می گوید: یک روز در مدینه خدمت علی بن جعفر عموی گرامی امام رضا(ع) نشسته بودم. در همین هنگام امام جواد(ع) هم وارد شد. دیدم که علی بن جعفر با سرعت از جا بلند شد و بدون کفش و عبا به استقبال امام جواد(ع) رفت و دستش را بوسید و به او احترام زیادی گذاشت.
امام جواد(ع) به او فرمود: «ای عمو! خدا رحمتت کند؛ بنشین» علی بن جعفر گفت: آقای من! چطور بنشینم و شما ایستاده باشی؟
وقتی علی بن جعفر به جای خود برگشت، اصحابش او را سرزنش کردند و گفتند: شما عموی پدر او هستید و با او این طور رفتار می کنید؟
علی بن جعفر دست به محاسن سفیدش گرفت و گفت: «ساکت باشید؛ اگر خدای عزوجل این ریش سفید را سزاوار امامت ندانست اما این کودک را سزاوار دانست و چنین مقامی به او عطا کرد، چرا من فضیلت او را انکار کنم؟ پناه بر خدا از سخن شما. من بنده او هستم...3

چون امام جواد(ع) به بغداد تشریف آوردند، قبل از این که مأمون را ملاقات کنند، روزی آن ملعون به قصد شکار از کاخ خود خارج شد؛ در اثنای راه، به جمعی از کودکان رسید که مشغول بازی بودند. امام جواد(ع) نیز همراه آنها مشغول بازی بود. وقتی بچه ها کوکبه مأمون را دیدند، پا به فرار گذاشتند. امام جواد(ع) از جای خود حرکت نفرمود و بی آنکه وقار و آرامشش را از دست بدهد، در جای خود ایستاده بود؛ تا این که مأمون نزدیک ایشان رسید. از جلالت و متانت آن حضرت تعجب کرد. مرکب را نگه داشت و گفت: تو چرا مثل بچه های دیگر از سر راه من کنار نرفتی؟
حضرت فرمود: .....


ادامه مطلب
صبور انتظاری | - جمعه بیستم خرداد 1390
+
 
امام دلها

گرگها خوب بدانند در این ایل غریب
گر پدر مرد تفنگ پدری هست هنوز

گرچه نیکان همگی بار سفر بر بستند
شیرمردی چو علی خامنه ای هست هنوز

گر امام شهدا نیست کنون در برمان
خلف صالح و مظلوم علی(ع)هست هنوز

ما مفتخریم كه پیرو مذهبی هستیم كه رسول خدا موسس آن به امر خداوندتعالی بوده ، و امیرالمومنین علی بن ابیطالب ، این بنده رها شده از تمام قیود،مامور رها كردن بشر از تمام اغلال و بردگیها است .

ما مفتخریم كه كتاب نهج البلاغه كه بعد از قرآن بزرگترین دستور زندگی مادی و معنوی و بالاترین كتاب رهایی بخش بشر است و دستورات معنوی وحكومتی آن بالاترین راه نجات است ، از امام معصوم ما است .

ما مفتخریم كه ائمه معصومین ، از علی بن ابیطالب گرفته تا منجی بشرحضرت مهدی صاحب زمان - علیهم آلاف التحیات والسلام - كه به قدرت خداوند قادر، زنده و ناظر امور است ائمه ما هستند.

ما مفتخریم كه ادعیه حیاتبخش كه او را "قرآن صاعد" می خوانند از ائمه معصومین ما است . ما به "مناجات شعبانیه " امامان و "دعای عرفات "حسین بن علی - علیهما السلام - و "صحیفه سجادیه " این زبور آل محمد و"صحیفه فاطمیه " كه كتاب الهام شده از جانب خداوند تعالی به زهرای مرضیه است از ما است .

ما مفتخریم كه "باقرالعلوم " بالاترین شخصیت تاریخ است و كسی جزخدای تعالی و رسول - صلی الله علیه و آله - و ائمه معصومین - علیهم السلام -مقام او را درك نكرده و نتوانند درك كرد، از ما است .

و ما مفتخریم كه مذهب ما "جعفری " است كه فقه ما كه دریای بی پایان است ،یكی از آثار اوست . و ما مفتخریم به همه ائمه معصومین - علیهم صلوات الله - ومتعهد به پیروی آنانیم . 


ادامه مطلب
صبور انتظاری | - شنبه چهاردهم خرداد 1390
+
 
فدای حضرت هادی(ع)

امام هادی علیه السلام فرمودند:

هرکه ارزش بزرگواری را نداند،شایسته ی خواری وخفّت است.

امام هادی علیه السلام و پیشگویی مرگ جوان غافل

 

 ابوحسین سعید پسر سهل بصری ملّاح می‌گوید:
روزی امام هادی علیه السلام به مجلس ولیمه یکی از فرزندان خلیفه عباسی دعوت شد. همراه امام وارد مجلس شدیم. حاضران با دیدن امام به احترامش سکوت کردند. ولی جوانی در این مجلس حضور داشت که احترام امام هادی را نگه نداشت و در مجلس به خنده و حرف‌های یاوه مشغول بود. در این هنگام حضرت هادی علیه السلام رو به او کرد و فرمود:«در خنده زیاده‌روی می‌کنی و از یاد خدا غافل هستی، در حالی که سه روز بعد در قبرستان خواهی بود.»
جوان ساکت شد و چیزی نگفت. ما روزها را شمارش کردیم، دقیقا پس از سه روز از دنیا رفت و همان روز به خاک سپرده شد. (منابع: بحارالانوار، ج 50، ص 181، ج 57.)
.
.
.

روزی امام هادی علیه السلام در خانه متوکل مشغول نماز شد. یکی از مخالفین امام در مقابلش ایستاد و گفت:«تا کی ریا می کنی؟!»
امام پس از بی‌ادبی این مرد، نماز را سریع تمام کرد و به او فرمود:«اگر آنچه به من گفتی، دروغ است، خداوند تو را هلاک کند.»
پس از نفرین امام، آن مرد به زمین افتاد و مُرد. (منابع: منتهی الامال، ص 255 از کتاب اثبات الوصیه مسعودی.)
.
.
.

زنی که می گفت : زینب دختر فاطمه زهرا سلام الله علیها است

در روزگار حکومت متوکل زنی ادعا کرد که زینب دختر فاطمه زهرا سلام الله علیها است متوکل به او گفت: تو زن جوانی هستی و از زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله سالیانی گذشته است.

آن زن گفت: رسول خدا دستش را بر بدن من کشیده است و از خداوند خواسته که هر چهل سال جوانی ام را به من برگرداند و من این مطلب را تا به حال برای مردم اظهار نکردم. متوکل سران ابی طالب و فرزندان عباس و قریش را خواست و مشورت کرد آنها گفتند در فلان تاریخ زینب دختر حضرت فاطمه علیه السلام وفات یافته است ولی آن زن می گفت دروغ است .

متوکل گفت: من از فرزندان عباس نیستم اگر نتوانم حجت و دلیلی نقض سخن این زن بیاورم.

اطرافیان گفتند: امام هادی علیه السلام را بخواه امید است که پاسخی داشته باشد امام هادی علیه السلام به آن زن فرمود: گوشت بدن فرزندان فاطمه بر درندگان حرام است بنابراین اگر راست می گوئی داخل محوطه درندگان بشو.

آن زن گفت: دیگران که در این مجلس مدعی هستند از فرزندان امام حسن و امام حسین علیهما السلام هستند داخل شوند.

متوکل به حضرت هادی علیه السلام گفت: شما خودتان داخل شوید.

امام فرمود: مانعی ندارد، نردبانی آوردند و در محوطه ای که شش شیر بود امام داخل شد پس از ورود امام تمام شیرها خود را به امام نزدیک کردند و امام دست بر سر آنها می کشید

وزیر متوکل گفت: تا این خبر منتشر نشده حضرت را خارج کن.

متوکل گفت: ای ابوالحسن ما قصد سوئی نسبت به تو نداشتیم، فقط می خواستیم به گفته ات یقین پیدا کنیم، دوست دارم که بیرون بیایی امام هادی علیه السلام برخاست و به طرف نردبان حرکت کرد در حالی که همه شیرها خود را به لباس حضرت می مالیدند امام روی اولین پله نردبان که قرار گرفت متوجه شیرها شد و با دست اشاره کرد که بر گردند و شیر ها برگشتند، امام از محوطه شیران خارج شد و فرمود: هر کس می پندارد که از فرزندان فاطمه است در این مکان برود

متوکل به آن زن گفت: داخل محل شیران برو آن زن گفت: شما را به خدا دست نگه دارید من ادعای باطلی کردم من دختر فلانی هستم تنگ دستی و فشار مرا به این کار وادار کرد. (منابع: بحار الانوار، ج 50، ص 149، شماره 35 از کتاب خرائج.)
.
.
.

فرشته هایی که متوکل عباسی دید!

روزى متوكل خود را بر امام على النقى حضرت هادى علیه السلام عرضه داشت و دستور داد هر اسب سوارى توبره اسب خود را پر از خاك نماید.

و در محل معینى بریزند، در اثر انباشته شدن پشته و تل بلندى مانند كوه درست شد كه آنرا تل المخالى (پشته توبره اسبها) نامیدند.

متوكل و حضرت هادى بر فراز آن تل بالا رفتند متوكل گفت میدانید از چه رو شما را خواستم؟ براى اینكه سپاه مرا مشاهده نمائید تمام لشگریان او لباسهاى مخصوص پوشیده؟ غرق در سلاح با بهترین زینتها و تمام آرایش سان مى دادند. این عمل را براى ترسانیدن كسانى كه اراده مخالف با او را داشتند كرده بود و متوكل از حضرت هادى علیه السلام مى ترسید كه مبادا یكى از اهل بیت و بستگان خود را امر بخروج كند. حضرت پس از مشاهده سپاه متوكل فرمودند مى خواهى من هم سپاه خود را بتو نشان دهم گفت دهید تا لشگر شما را به بینم.

دستهاى خود را بدر گاه بى نیاز دراز كرد و دعا نمود در این هنگام متوكل دید از شرق تا غرب تمام آسمان را فرشتگان فرا گرفته اند و مانند ابر فضا را پوشانیده اند از ترس بر زمین افتاد و غش كرد. پس از آنكه بهوش آمد حضرت فرمودند ما در دنیا اظهار چیره دستى با شما نمى كنیم و مشغول به امر آخرت هستیم نگرانى و ترس نداشته باش از آنچه خیال كرده بودى مرا نسبت به تو در این جهان مزاحمتى نیست.
.
.
.

هیبت و صلابت امام هادی (ع)
کاتب متوکل عباسی به نام ابوالعباس فضل بن احمد می گوید: در حضور متوکل بودم. صحبت از امام هادی (ع) شد.اطرافیان نسبت های ناروائی به امام هادی (ع) نسبت دادند. متوکل بر زانو نشست و غضبناک شد .گفت به خدا سوگند آن که به دروغ امامت کند او را خواهم کشت.متوکل چهار غلام نیرومند خود را خواست و گفت وقتی علی بن محمد(ع) بر من وارد شد او را بکشید و باز تکرارکرد والله او را خواهم کشت. چون امام (ع) با آن شکوه و جلال بر متوکل وارد شد ؛ لبهای مبارکش در حال حرکت بود و گویا دلش پرازدرد و الم بود.وقتی متوکل امام (ع) را دید فورا از تخت فرود آمد و او را استقبال کرده ؛ در بغل گرفت و بوسید و بی اختیار گفت : یا سیدی یابن رسول الله یا خیر خلق الله یابن عمی یا مولای یا ابالحسن الهادی. امام فرمود پناه به خدا می برم. متوکل پرسید چرا در این وقت آمدی ؟ امام فرمود قاصد تو آمد و مرا طلب کرد. متوکل گفت دروغ گفته و دستور داد فتح بن خاقان و عبیدالله بن خاقان و منتصر امام را مشایعت کردند تا به منزل رسانیدند. اطرافیان متوکل پرسیدند ای خلیفه شما با آن دستوری که دادی و این عملی که نمودی مخالف هم بود. متوکل جواب داد هیبت ابوالحسن مرا گرفت وگوئی در حوالی ایشان بیش از صد شمشیر زن را دیدم لذا بی اختیار از تخت فرود آمدم.
صلی الله علیک یا علی بن محمد الهادی النقی(ع)
.
.
.

یکی از یاران امام هادی علیه السلام می گوید:
حقوق به امام عرض کردم:« ای آقای من، متوکل مرا متهم به ارتباط با شما کرده و روزی مرا بریده است؛ اما اگر شما از او درخواست کنید حتماً قبول می کند.»
امام فرمود:« اگر خدا بخواهد مشکلاتت حل می شود.»
همان شب فرستادگان متوکل در خانه را زدند. در را که باز کردم، فتح، وزیر متوکل، به من گفت:« در منزلت چه می کنی؟! متوکل سراغت را می گیرد.»
من نزد متوکل رفتم. متوکل با دیدن من گفت:« ای ابو موسی ما حواس‌مان به تو نیست، تو هم خودت را فراموش کرده ای!؟»
آن‌گاه سهمم از بیت المال و هدایا و اموال زیادی را به من بخشید.

در راه بازگشت، به فتح گفتم:« امام هادی علیه السلام اینجا آمده بود؟»
گفت:« نه.»
گفتم:« نامه‌ای نوشته بود؟»
گفت:« نه.»
آن‌گاه فتح به من گفت:« شک ندارم که تو از امام هادی دعایی خواسته بودی. بگو برای من هم دعا کند.»
خدمت امام هادی علیه السلام رسیدم و گفتم:« به برکت شما مشکلم حل شد. اما اطرافیان متوکل می گفتند شما نزد متوکل نرفته و درخواستی نکرده بودید.»
فرمود:« ما در امور مهم فقط به خدا پناه می‌بریم و در مشکلات بر او توکل می کنیم. او ما را این گونه عادت داده است که اگر از او چیزی بخواهیم اجابت می فرماید؛ و می ترسیم که از وظایف بندگی عدول کنیم و او هم نظر لطفش را بردارد.»

پیغام فتح را به امام رساندم. فرمود:« او در ظاهر دوست ما ولی در باطن دشمن ماست. خداوند دعای کسی را مستجاب می‌کند که خالصانه مطیع او باشد و به رسول الله و حق ما اهل بیت ایمان داشته باشد. در این صورت اگر از خدا چیزی بخواهد محروم نخواهد شد.»
عرض کردم:« به من یک دعای اختصاصی بیاموزید، آقای من.»

فرمود:« این دعایی است که من زیاد می‌خوانم و از خدا خواسته ام هر کس بعد از من در کنار قبرم آن را خواند، خواسته‌اش را اجابت کند:
«یا عدّتی عندالعُدد و یا رجائی و المعتمد و یا کهفی و السند و یا واحد و یا واحد یا قل هوالله احد و اسألک اللهم بحق من خلقته من خلقک و لم تجعل فی خلقک مثلهم احداً ان تصلی علیهم و تفعل بی کذا و کذا »
(ای توشه من، و ای امید و پناهگاه و تکیه‌گاه من، ای خدای یگانه! تو را به حق کسانی می‌خوانم که هیچ‌کس را همانند آنها قرار ندادی، و از تو می‌خواهم بر آنان درود بفرستی و ...{در اینجا حاجت خود را بیان کن}
الحمدلله رب العالمین.با سپاس فراوان از تهیه کننده ی این مطلب.
یا امام هادی(ع).التماس دعا.

صبور انتظاری | - شنبه چهاردهم خرداد 1390
+
 
هدیه ی روز مادر...فقط ذکر یا حیدر(ع)

هر دختري كه ام امامت نمي شود

يا مادر پيمبر رحمت نمي شود

در مجمع خلايق حق فاطمه يكی است

اين وحدت است شامل كثرت نمي شود

آنجا كه پاي كفو علي هست در ميان

هر دختري كه لايق وصلت نمي شود

از اينكه آب مهريه ات بود روشن است

هر خانه اي كه خانه رحمت نمي شود

فردا بيا كه باز قيامت بپا كني

اي بانويي كه بي تو قيامت نمي شود

با اشتياق سمت صراط آوريد رو

زهرا بدون برگ شفاعت نمي شود

اين سينه باز حال و هواي مدينه خواست

 يا رب دعاي كيست اجابت نمي شود

آخر مدينه راز پس پرده داشته است

آخر مدينه يار سفر كرده داشته است

لطف مدام حضرت ياسين به دست توست

آري دعا به دست تو آمين به دست توست

آنجا كه سينه در تب اندوه سوخته است

 آرامش دوباره وتسكين به دست توست

پير خمين جلوه ي فرزندي ي تو داشت

 يعني كه عزت و شرف دين به دست توست

آنجا كه ابر فتنه گري سايه گسترد

نابودي تمام شياطين به دست توست

اسلام با دعاي تو پيروز مي شود

آري كليد فتح فلسطين به دست توست

اين انقلاب جلوه اي از كوثر تو بود

بر روح تو سلام خدا و دو صد درود

قسمتی از سروده جواد محمد زمانی

ولادت یگانه بانوی عالم حضرت زهرای اطهر(س)همچنین ولادت فرزند خلفش امام خمینی(ره)تهنیت.

زهرا که به عصمت نبود مانندش
صدیقه ی کبری زازل خوانندش
یا رب تو به آبروی او امضا کن
منشور قیام آخرین فرزندش...
آمین.التماس دعا.یا زهرا(س)

صبور انتظاری | - سه شنبه سوم خرداد 1390
+
 
بانی وجود خلقت...بانوی زنان جنت....

نامها معمولا بیانگر چگونگى صاحبان نام است، البته اگر نامگذارى به وسیله شخصى حکیم انجام گیرد، از احادیث برمى آید که نامگذارى فاطمه زهرا (علیهاالسلام) وسیله حکیم على الاطلاق یعنى خداى عالم انجام گرفته است.
از سوى دیگر «فاطمه از ماده «فطم» (بر وزن حتم) به معنى باز گرفتن کودک از شیر مادر است، سپس به هر گونه بریدن و جدائى اطلاق شده است.
اکنون ببینیم روایات اسلامى در این زمینه چه مى‏گوید؟
۳۷- در حدیثى از پیغمبر اکرم‏(ص) آمده است که فرمود:
«انما سماها فاطمه لان اللّه فطمها و محبیها عن النار».
«او را فاطمه نام نهاده، زیرا خداوند او و دوستانش را از آتش دوزخ بازداشته است»
از این تعبیر استفاده مى‏شود که نامگذارى بانوى اسلام به این نام، از سوى خداوند صورت گرفته، و مفهومش این است که خدا وعده داده است او و کسانى که او را دوست دارند و در خط مکتب او باشند هرگز به دوزخ نروند.
۳۸- در حدیث دیگرى در «ذخائر العقبى» از على(ع)‏ مى‏خوانیم: که رسول اللّه(ص)‏ به فاطمه (علیهاالسلام) فرمود:
«یا فاطمه اتدرین لم سمیت فاطمه»؟:
اى فاطمه آیا مى‏دانى چرا فاطمه نامیده شده‏اى؟
على‏(ع) مى‏گوید: من گفتم اى رسول خدا شما بفرمائید چرا نام او فاطمه است؟
فرمود:
«ن اللّه عزوجل قد فطمها و ذریتها عن النار یوم القیامه»:
«خداوند بزرگ او و فرزندانش را از آتش دوزخ در قیامت باز مى‏دارد».
بدیهى است منظور از فرزندان در اینجا فرزندانى است که در خط این مادر بزرگ باشند، نه همچون پسر نوح که ....


ادامه مطلب
صبور انتظاری | - سه شنبه سوم خرداد 1390
+
 
محمد نبودی ببینی...

از دامن زن مرد به معراج می رود...

بر دامن مادر شهیدان صلوات.....

 

 

سالروز آزادسازی غرور آفرین خرمشهرمبارک.
شادی روح محمد جهان آرای عزیز و غیور و همه شهدای اسلام صلوات. 
التماس دعا.یا زهرا(س).

صبور انتظاری | - سه شنبه سوم خرداد 1390
+
 
مادر اباالفضل(ع):فدای یک سر موی حسین(ع) عباسم...

اين زن که چهار گل به دامن دارد
دل از غمش احساس شکستن دارد
عباس اگر ماه بني هاشم شد
نور از رخ تابان همين زن دارد

نامش فاطمه و کنیه اش امُّ البنین (مادر پسران) است. پدرش حِزام، و مادرش ثمامه یا لیلاست. همسرش علی بن ابی طالب علیه السلام و فرزندانش عباس علیه السلام ، عبداللّه ، جعفر و عثمان هستند که هر چهار نفرْ در سرزمین کربلا و در رکاب امام حسین علیه السلام به شهادت رسیدند. آرام گاه وی در مدینه منوّره و قبرستان بقیع است.

در منابع تاريخي ما آمده است: وقتي كه ام البنين با حضرت امير (سلام الله عليه) ازدواج كردند و خواستند كه به خانه ايشان وارد شوند، به امير مومنان عزضه داشتند كه يا علي من مقابل درب خانه تان مي ايستم تا دخترتان زينب بيايد. و تا حضرت زينب نيامدند و اجازه ورود ندادند، جناب ام البنين (فاطمه كلابيه) وارد خانه نشدند؛همانجا بود كه خطاب به حضرت زينب فرمودند: زينب جان خيال نكني من آمده ام اينجا مادري شما را بكنم و خانم اين خانه شوم، نه اين خانه فقط يك خانم داشت كه خدايش رحمت كند؛ من آمده ام تا كنيزي شما فرزندان فاطمه زهرا (سلام الله عليها) را بنمايم . اين حرف فقط حرف روز اول زندگيش با اميرمومنان نبود كه تا آخر عمر شريفش بر همان عقيده زيست تا به لقاءالله رسيد.

ام البنین چه در زمان حیات امام علی(ع) و چه بعد از شهادت ایشان برای شوهر گرانقدرش، زنی صمیمی، فداکار و با عفت بود. این بانوی فداکار وقتی کودکان خرد سال حضرت علی( ع) را دید، بلافاصله تصمیم به خدمت و پرستاری آنان گرفت و در این کار تا حد یک مادر واقعی پیش رفت وفرزندان فاطمه(س) را بر فرزندان خود مقدم داشت و بخش عمده محبت و علاقه خود را متوجه آنان کرد وهمچون مادری مهربان به دلجویی و پرستاری آنان پرداخت. با کمال خوشرویی و سخنان محبت آمیز با آنها روبرو می شد؛ به خاطر همین وفاداری و رفتار شایسته او بود که زینب به دیدار او می رفت و از او تجلیل به عمل می آورد
فاطمه کلابیه، بعد از گذشت مدتی از زندگی مشترک با علی علیه السلام ، به امیرالمؤمنین پیشنهاد کرد که به جای «فاطمه»، که اسم قبلی و اصلی وی بوده، او را ام البنین صدا زند تا فرزندان حضرت زهرا علیهاالسلام از ذکر نام اصلی او توسط پدرشان، به یاد مادر خویش، فاطمه زهرا علیهاالسلام نیفتند و در نتیجه، خاطرات گذشته، در ذهن آن ها تداعی نگردد و رنج بی مادری آن ها را آزار ندهد.


ادامه مطلب
صبور انتظاری | - سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390
+
 
بسم رب الشهدا

مقارن با ایام عزاداری حضرت فاطمه زهرا(س)

نهمین سالگرد شهدای گمنام دانشگاه امام صادق

(ع)-پردیس خواهران برگزار می شود.

 

دعوت:تمام ملت شهید پرور
مراسم:زیارت عاشورا و سخنرانی
زمان:پنج شنبه ۲۲/۲/۱۳۹۰ از نماز مغرب و عشا
مکان:شهرک قدس-بلوار شهد فرحزادی-خیابان شهید طاهر خانی- دانشگاه امام صادق(ع)-پردیس خواهران

 

صبور انتظاری | - چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390
+
 
رفتنت موج غریبی است که دل می شکند...

فاطمه(س) در يورش دژخيمان دولت غاصب به خانه‏اش به گونه‏اى ميان در و ديوار فشرده شد كه علاوه بر وارد آمدن صدمات سخت بر وجود گرانمايه‏اش، جنين وى نيز سقط گرديد و تازيانه‏هاى بيدادى كه بر پيكر مطهرش فرود آمد، بدنش را مجروح و خون‏آلود ساخت و آثار عميقى در آن نازنين‏بدن برجاى نهاد. و نيز ضربات شديد ديگرى بر او وارد آمد كه جسم و جان و روح ملكوتى‏اش را به شدت آزرد.
آرى همه‏ى اين امور و رويدادهاى دردناك دست به دست هم دادند و آن حضرت را به بستر بيمارى كشانده و از انجام كارهاى خويش بازداشتند.
حضرت امام حسن مجتبى عليه‏السلام در يك مجلس مناظره در حضور معاويه خطاب به مغيرة بن شعبه فرمود: «تو مادرم را زده و مصدوم و مجروح ساختى، تا اينكه او بچه‏اش را سقط كرد...» (انت الذى ضربت فاطمة بنت رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله حتى ادميتها و القت ما فى بطنها...) (۱)
و حضرت امام صادق عليه‏السلام با تصريح بيشتر در مورد علت بيمارى و شهادت فاطمه عليهاالسلام مى‏فرمايند:
و كان سبب وفاتها ان قنفذا مولى الرجل لكزها بنعل السيف بامره فاسقطت محسنا، و مرضت من ذلك مرضا شديدا. (۲)
سبب شهادت فاطمه اين بود كه قنفذ (غلام خليفه دوم) با غلاف شمشير او را زده و بچه‏اش را كشت و مادرم از اين جهت به بستر بيمارى افتاد.
اسماء مى‏گويد: از اتفاق بيرون شدم و صداى مناجات آن حضرت را مى‏شنيدم، آهسته به طورى كه مرا نبيند وارد شدم ديدم دست به سوى آسمان دراز كرده و مى‏گويد: پروردگارا به حق محمد مصطفى و اشتياقى كه به ديدار من داشت، و به شوهرم على مرتضى و اندوهش بر من و به حسن مجتبى و گريه‏اش بر من و به حسين شهيد و پژمردگى و حسرتش بر من و به دخترانم كه پاره تن فاطمه مى‏باشند و غم و اندوهى كه بر من دارند، از مى‏خواهم كه بر گناهكاران امت محمد ترحم فرمائى و آنان را بيامرزى و به بهشت وارد كنى كه تو بزرگوارترين سؤال شوندگان و مهربان‏ترين مهربانانى. (۳)
اسماء لحظه‏اى حضرت را به حال خود واگذاشت و بعد صدا زد و جوابى نشنيد، صدا زد اى دختر محمد مصطفى، اى دختر گرامى‏ترين كسى كه زنان حمل او را عهده‏دار شدند، اى دختر بهترين كسى كه بر روى ريگ‏هاى زمين پاى گذارده، اى دختر كسى كه به پروردگارش به فاصله دو تير كمان و يا كمتر نزديك شد، اما جوابى نيامد چون جامه را از روى صورت حضرت برداشت، مشاهده كرد از دنيا رخت بر بسته است، خود را به روى حضرت انداخت و در حالى كه ايشان را مى‏بوسيد گفت: فاطمه آن هنگام كه نزد پدرت رسول خدا رفتى سلام اسماء بنت عميس را به آن حضرت برسان، آنگاه گريبان چاك زده و از خانه بيرون آمد، حسنين به او رسيده و گفتند: اسماء مادر ما كجا است؟ وى ساكت شد و جوابى نداد، آنان وارد اتاق شده ديدند حضرت دراز كشيده حسين عليه‏السلام حضرت را تكان داد ديد از دنيا رفته است، فرمود: اى برادر خداوند تو را در مصيبت مادر پاداش دهد.
حسن خود را بر روى مادر انداخته و گاهى مى‏بوسيد و مى‏گفت: اى مادر با من سخن بگو پيش از آن كه روح از بدنم جدا شود، و حسين جلو آمده و پاهاى حضرت را مى‏بوسيد و مى‏گفت: اى مادر من پسرت حسينم، پيش از آنكه قلبم منفجر شود و بميرم با من صحبت كن.
اسماء به آنها گفت: اى فرزندان رسول خدا برويد نزد پدرتان على عليه‏السلام او را از مرگ مادرتان خبردار كنيد، آن دو از منزل بيرون رفته و صدا مى‏زدند:يا محمداه يا احمداه، امروز كه مادرمان از دنيا رفت رحلت تو تجديد شد، بعد به مسجد رفته و على عليه‏السلام را خبردار كردند حضرت با شنيدن خبر فوت فاطمه عليهاالسلام از هوش رفت و با پاشيدن آب بر او به هوش آمد و چنين گفت: اى دختر حضرت محمد به چه كسى تسليت بگوئيم، من هميشه به وسيله تو دلدارى داده مى‏شدم، بعد از تو چه كسى موجب دلدارى و تسليت من خواهد شد.
از جمله وصاياى حضرت زهرا عليهاالسلام به همسرش اين بود كه گفت: شوهر عزيزم براى من تابوتى بساز كه فرشتگان صورت آن را به من نشان داده‏اند و امام عليه‏السلام از وى خواست كه وصف آن را برايش بيان كند تا طبق خواسته‏اش عمل نمايد.
«مورخين نوشته‏اند كه وصف تابوت در متن وصيت آن بانوى بزرگ اسلام نيست» و باز گفت: همسرم وصيت ديگرم اين است كه هيچكس به جنازه من حاضر نشود.
من از اين مردم كه به من ستم كردند و حق مرا غصب نمودند متنفرم.
اينها دشمن من و دشمن رسول خدا (ص) هستند اجازه نده از اين قوم و هوادارانشان كسى بر جنازه من حاضر شوند و نماز بخوانند يا على مرا در تاريكى شب آنگاه كه ديدگان مردم به خواب رفت به خاك بسپار تا از دفن من بى‏خبر باشند. (۴)
على عليه‏السلام پيكر مطهر بانوى مظلومه‏اش را طبق وصيتش زير پيراهن غسل داد با آن كه خود به اهل خانه‏اش فرموده بود براى عمل كردن به سفارش بانويش آهسته سخن بگويند و گريه بلند بلند نكنند مبادا همسايه‏ها مطلع شوند. اسماء بر پيكر مطهر آن بانوى رنجديده آب مى‏ريخت و مولاى متقيان مى‏شست ناگهان ديدند كه مولا تكيه به ديوار داده هاى‏هاى گريه مى‏كند و نتوانست خويشتن‏دارى كند وقتى پرسيدند يا اميرالمؤمنين چرا بى‏تاب شده‏اى؟ فرمود: از حياء اين بانو اشك مى‏ريزم چطور در اين مدت بعد از حادثه تازيانه خوردن اين همه درد و صدمه را از من مخفى داشته و اكنون كه دستم به بازوى ورم كرده‏اش رسيد دانستم كه چه بر سر اين بانو آمده است نتوانستم خويشتن را نگه دارم كه بى‏اختيار گريستم. (۵)

هر قهرمان مدال خودش را نشان دهد -زهرا مدال خود به على هم نشان نداد

برا ی مطالعه و کسب اطالاعات بیشتر در مورد حضرت فاطمه ی زهرا(س) به سایت  www.yazahra.net مراجعه نمایید.

 

۱. احتجاج طبرسى، ج 1، ص 414- بحارالانوار، ج 43، ص‏ص 197، ح 28- سفينة، ج 2، ص 339.
۲. عوالم، ج 11، ص 504- بحار، ج 43، ص 170، ح 11. 
۳.وفاه فاطمة الزهراء/ 78.
۴.. فاطمة الزهرا سيدة نساءالعالمين/ 435
۵.فاطمة الزهراء سيده نساء العالمين/ 450

صبور انتظاری | - شنبه هفدهم اردیبهشت 1390
+
 
....آجرک الله یا بقیه الله....
آقا جان:

موکول می کنم گله ی هجر را به بعد...
امروز حال مادرتان روبه راه نیست...

 

صبور انتظاری | - شنبه هفدهم اردیبهشت 1390
+
 
.......آجرک الله یا بقیه الله.......

طراوت سحر از اشک دیده ی زهراست
واشک دیده ی ما آفریده ی زهراست
به خط خون به روی درب خانه اش بنوشت
فدای یار شدن اصل ایده ی زهراست
دعا کنید بیاید یگانه منتقمش
دعا برای ظهورش عقیده ی زهراست...
 

صبور انتظاری | - شنبه هفدهم اردیبهشت 1390
+
 
استاد به خون تپیدنت در راه عشق مبارکت باشد...

+در این نوشتار که مبتنی بر نظریات مقام معظم رهبری پیرامون استاد است، با رویکردی متفاوت و از منظری موضوعی به این بحث می پردازیم؛ از این رو می توان نظرات رهبری در مورد ایشان را به اقسام گوناگونی تقسیم کرد که عبارتند از: ابعاد فردی، اخلاقی، سیاسی، اعتقادی و ... که در این نوشتار به آنها پرداخته می شود.

1. لزوم پرداختن به افکار و ایده های استاد و بررسي راه هاي تداوم اين جريان عميق و اصيل؛ بی شک، از مواردی که در مورد شهید مطهری، حائز اهمیت است، لزوم بررسي راه هاي تداوم جریان و حرکت عميق و اصيل اندیشه شهيد مطهري براي برآورده کردن نيازهاي فکري جديد و ورود به عرصه چالش با افکار وارداتي و نقادي علمي اين افکار است. مقام معظم رهبری با تأکید بر این نکته مهم می فرمایند: ما نمي توانيم در شهيد مطهري، متوقف شويم؛ هر چند، پس از گذشت 25 سال از شهادت اين مرد بزرگ، کتاب هاي او جزو جذاب ترين و پرفروش ترين کتاب ها براي نسل هاي جوياي فکر متين و منطقي اسلام است و ما در حال حاضر، بديلي براي مجموعه کتاب هاي شهيد مطهري نداريم، اما نيازهاي فکري، روز به روز و نو به نو مي شود و جريان ورود به چالش با افکار وارداتي و نقادي علمي و تفکيک صحيح از سقيم آن، از وظايف مهمي است که بايد ادامه پيدا کند. و ما در دهه هاي آينده به مطهري ها نياز مبرم داريم(پيام رهبر انقلاب به همايش جهاني انديشه مطهر، 6/2/1383). ایشان رمز توفیقات استاد شهید مطهری را تلاش بی وقفه و پی گیر استاد مطهری برای خودسازی روزافزون علمی می دانند و اعتقاد دارند که مطهری هیچ گاه در استفاده از ذخیره گرانبهای علمی خود سستی نکرد؛ به گونه ای که امروز هم، فضای فکری جامعه، مرهون افکار، و نیازمند آثار و اندیشه های اوست، اما حوزه های علمیه نباید در شهید مطهری متوقف بمانند؛ چرا که بسیاری از نظریات و شبهات پس از حیات آن استاد عالیقدر مطرح شده است که باید به آنها پاسخ داد(12/10/1384).

همچنین رهبر فرزانه انقلاب، ضمن تأکید بر بازخوانی مکرر و تفکر در آثار و افکار استاد شهید مرتضی مطهری، آن را برای مبلغان و طلاب، لازم و واجب می دانند؛ چرا که به اعتقاد ایشان: روحانیان باید با اتکا نکردن به حرف های تکراری، برای همه قشرها و سطوح مختلف فکری، حرف های نو و جذاب داشته باشند.


ادامه مطلب
صبور انتظاری | - یکشنبه یازدهم اردیبهشت 1390
+
 
رفتنت شکافی است در آسمان و زمین...
به بهانه ی ششم اردیبهشت رحلت عالم ربانی و بزرگ:آیت الله محمد تقی بهجت(ره) 

سالیانی بود که او بدون هیایهو و مرید پروری و زهد فروشی و یا تظاهر به کرامت که امروزه آفت و معضلی بزرگ برای مدعیان راه خدا و حتی پویندگان معنویت شده سلوک می کرد. او کسی نبود مگر آن فقیه فرهیخته، شیخ فرزانه و عالم ربانی حاج شیخ محمد تقی بهجت...

نمی دانم از ژرفا و کرامات اذکاری که پیوسته به آن مشغول بود و یا تسبیح مشکینی که در دست داشت و آن ها را می شمرد باید پرسید یا از اسرار نمازش و گریستن به یاد حضرت دوست در محراب مسجدش و یا از سطور نورانی و اوراق زریق کتاب ارزشمند زندگانی اش.

هرچه بود او هم محمد بود و هم تقی و پاکیزه....یادش گرامی.روحش شاد.

به روح مطهرش صلوات.یا زهرا(س).

 

صبور انتظاری | - سه شنبه ششم اردیبهشت 1390
+
 
رهبری تا زنده است هیچگاه نخواهد گذاشت، در حركت عظیم ملت ایران بسوی آرمانها، ذره‌ای انحراف ایجاد شود.

آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار هزاران نفر از مردم استان فارس: امروز قوای سه‌گانه بویژه دولت حقاً و انصافاً در حال خدمت و تلاش هستند و ملت و رهبری همواره از خط كار و خدمت در كشور حمایت خواهند كرد اما هرجا كه رهبری احساس كند از مصلحت بزرگی غفلت می شود، وارد خواهد شد و رهبری تا زنده است هیچگاه نخواهد گذاشت، در حركت عظیم ملت ایران بسوی آرمانها، ذره‌ای انحراف ایجاد شود.


صبور انتظاری | - دوشنبه پنجم اردیبهشت 1390
+
 
هل من ناصرت را شنیدم اما...

تو را هر شب می نگریم. آنگاه که دیده های ترمان را بر صفحه ی غبار گرفته ی گیرنده هایمان می دوزیم.تو را می بینیم  آنگاه که فریاد بر می آوری که من از نسل حسین(ع)هستم...و در حالی که پرچم هایی به دست داری زمزمه می کنی حامی من عباس(ع)علمدار ربلاست.
تو را می نگرم و تو حال مرا نیز همچون حال خودت حسینی و فاطمی کرده ای...افسوس که نیستم تا یاریت دهم...خواهرم...برادرم...«هل من ناصر»ت را شنیدم و هزار بار«یا لیتنا کنت معک»را فریاد زدم...اما...افسوس که دستان من از رسیدن به تو کوتاه  است...

کاش بودم تا یاریت می دادم برادر...کاش بودم تا مشت هایمان را گره کرده به دهان این ظالمان می زدیم خواهرم....ای وارث آینده ی زمین...ای که پیشوایت فاطمه(س) است میدانم که از این هزاران حرامی عرب و غیر عرب نخواهی هراسید...و پشتیبان ولایت خواهی ماند حتی اگر همه ی جهان بر له تو باشند...

 به زهرا(س)تو را دیدم.دردت را دیدم....سازمان ملل امروز تبدیل به همان سقیفه شده است و خاک پاک بحرین حکایت فدک است که غاصبین امروز از نسل همان حرامی ها هستند...اما امیدوار باش که خدا فرمود:ان الباطل کان زهوقا...

یکی از کارهایی که می توانیم بکنیم این است:

هرشب راس ساعت ۹ شب با خواندن«امن یجیب»برای تعجیل در آمدن منتقم فاطمه(س)و نجات مردم بحرین به هزاران هزار زمزمه کننده ی آن بپیوندیم.

منتظران دوست التماس دعا.یا زهرا(س).

لبیک یا حسین(ع)

.
.
.

.
.
.

.
.
.

.
.
.

صبور انتظاری | - شنبه سوم اردیبهشت 1390
+
 
بسم رب الّزهرا

بسم رب الّزهرا

مدینه کوفه ی اول چو غرق شد در خواب/خموش گشت و خموش و فتاد از تب و تاب

به زیر نور کمی از هلال نازک ماه/برای غسل علی آب می کشید از چاه

حسن(ع)چو بغض فرو خورد شورو شینش را/به سینه داد سر زینب و حسینش را

رها ز چلّه ی دل تیر آه می کردم/به جسم زخمی مادر نگاه می کردم

علی یکایک گل های خویش را بوسید/به گریه گفت مبادا بلند گریه کنید

کننده ی در خیبر پس از ثنای خدا/شروع کرد به غسل و بگفت یا زهرا

برای شستن آن یاس نیلی پرپر/فتاد لرزه به دست خدایی حیدر

زساق اشک شرار دلش زبانه کشید/چو دست خویش بر آثار تازیانه کشید

همو که داشت به اطفال خود بسی تاکید/همو که گفت عزیزان من سکوت کنید

کشید دست ز غسل و به ناله و فریاد/سرش نهاد به دیوار و از نفس افتاد

علی بریده بریده گلایه کرد آغاز/ که ای همیشه به هر مشکلی مرا همراز

منی که پیش تو یاقوت اشک می سفتم/منی که درد دل خویش با تو می گفتم

چه قدر ناله زدی بهر دست بسته شده/ولی نگفتی از آن بازوی شکسته شده....

یا زهرا(س)اشفعی لنا فی الجنه...

 

صبور انتظاری | - پنجشنبه یکم اردیبهشت 1390
+
 
منوی اصلی
خانه
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
 
درباره وبلاگ

بگذارید بگویند حکومت دیگری بعد از حکومت علی بود به اسم حکومت خمینی که با هیچ ناحقی نساخت تا سرنگون شد؛ما از سرنگونی نمی ترسیم، از انحراف می ترسیم.
شهید غلامعلی پیچک



کدام جمعه دعا مستجاب خواهد شد؟
سوار صاعقه پادر رکاب خواهد شد؟
کدام جمعه؟بگو یا محول الاحوال
در آسمان و زمین انقلاب خواهد شد؟





 
سایر امکانات

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM

 قالب مذهبی

حرم فلش - کد وبلاگ - طراحی
EmamHadibanner
 


تمامی حقوق محفوظ می باشد!

www.ShiaTheme.com

"> دریافت كد لوگو
EmamHadibanner